انتخاب رشته و مسیر شغلی
ارسال شده توسط مهدی مجد در ۲۶م تیر ۱۳۸۸دوستانی در مورد رشته کارآفرینی و بازار کارش از من سؤال می کنند که در این پست مختصری از نظراتم رو می نویسم. اغلب این افراد دچار تردید هستند که بین این رشته جدید و رشته های شناخته شده تر کدام را انتخاب کنند.

من نظرم رو در دو وجه دانشگاه و رشته میگم. از نظر من دانشگاه تهران یه سر و گردن از بقیه دانشگاههای کشور بالاتره. من لیسانس علم و صنعت بودم و وقتی آمدم دانشگاه تهران متوجه تفاوتهای خیلی زیادی از امکانات تا رفتارهای کادر اداری و اساتید این دانشگاه شدم که گرچه ایده آل نیست اما واقعاً از سایر دانشگاهها بهتره. این رو از زبان دانشجوهای دیگری که از دانشگاههای دیگه ای هم آمده بودن شنیدم. ضمن اینکه واقعاً برند دانشگاه تهران برند معتبریه بویژه در خارج از ایران. من فکر می کنم که هر کسی آرزوی دانشگاه تهرانی بودن داره و هیچ کسی از دانشگاه تهرانی بودن پشیمون نمیشه. در مورد دانشکده کارآفرینی هم باید بگم که تمام پتانسیل کارآفرینی کشور در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران جمع شده و کلاً این دانشکده در این زمینه کاملاً در کشور پیشرو هست ضمن اینکه علاوه بر درس و تحقیق به نسبت از فضای بزینسی هم برخورداره. بالاخره موضوع این رشته چیزی است که با کاراآفرینها و اخبار مربوط به آنها سر و کار داره.
اما در مورد رشته. این مسیر شغلیه که مهم و تعیین کنندست. اینکه شما می خواهید چه کاره بشوید؟ واقعیت اینه که بنا به این چی کاره شدن مسیرهای تحصیلی و شغلی متفاوتن، اما معمولاً ما کمتر به این تفاوتها توجه می کنیم. اگر کسی میخواد استاد دانشگاه، محقق و هیئت علمی بشه حتماً باید دکترا بخونه. در غیر این صورت هیچ نیازی به دکترا خوندن نیست. حالا کارشناسی ارشد هم (بویژه در رشته های علوم انسانی که مدیریت و کارآفرینی زیرمجموعه آنهاست) در واقع آموزش انجام تحقیق و پژوهش به دانشجوهاست و آماده کردن اونها برای دکترا. این چیزیه که به صورت اتوماتیک در ذهن اساتید دانشگاهه و در عمل نحوه تدریس و برخورد آنها با دانشجوها. حالا این وسط این خود دانشجویه که مطابق اهداف و برنامه های خودش از این دوره به طریقی مناسب بهره می گیره. مثلاً خیلیها فقط می خوان مدرک فوق لیسانس بگیرن که پایه حقوقشون در جایی که مشغول به کار هستند بالا بره. بنابراین دیگه چی یاد می گیرن یا اصلا این رشته چقدر مرتبط با کارو بارشونه و به دردشون می خوره مهم نیست. اینه که از این نظر هرچی رشته و دانشگاه آسانتر باشه بهتره. و از این لحاظ رشته های مدیریت دانشکده مدیریت رو پیشنهاد می کنم. هم اعتبار خوبی دارن در کشور و حتی خارج از کشور و هم اساتیدشون اغلب سختگیر نیستن.

حالا راستش من که از اهداف و برنامه های دوستان مختلف برای تحصیل بی اطلاعم اما نقطه نظرات خودم رو میگم امیدوارم مفید باشه. شما اگه خود رشته و محتوای آن براتون مهمه و می خواهید در همون رشته وارد بازار کار بشید، اول از همه به موضوع خیلی مهمی اشاره می کنم: تخصص. اینکه اون رشته چه تخصصی رو به شما می ده. افرادی که مهندس صنایع هستند فکر کنم که منظورم رو خوب متوجه می شوند چون واقعیت اینه که رشته مهندسی صنایع به ما تخصص نداد و گاهی واقعاً از این بابت رنج می بریم. حالا قضیه اینه که رشته های مدیریت از مهندسی صنایع هم بدترند و باز هم تخصصی برای انجام کاری به آدم نمیدن. بجز رشته مدیریت مالی که اون هم بستگی به خود دانشجو داره که خیلی جدی بخواد مسیر مدیریت مالی و تخصص در امور سهام و سرمایه گذاری رو طی کنه، وگرنه استاد و دانشگاه فرد رو به هیچ وجه متخصص تربیت نمیکنه. خلاصه می خوام بگم که اگر من یه بار دیگه بخوام چه در لیسانس و چه در فوق لیسانس انتخاب رشته کنم، بیشتر به سمت رشته های تخصصی میرم. و اگه شما به مباحث مدیریت مالی علاقه مندید و حوصله عدد و رقمو حسابو کتاب دارید، این رشته رو بیشتر توصیه می کنم (البته با این پیش فرض که به قصد شاغل شدن در بازار کار وارد دانشگاه می شوید و نه به قصد استاد دانشگاه شدن).
اما در مورد رشته کارآفرینی. این رشته در ایران جدید و آینده داره بویژه از جهت آکادمیک و تحقیقاتی. برای کسی که دغدغه کارآفرین و خوداشتغال شدن داره هم خوبه هرچند که انتظار از درسها و اساتید برای یادگیری در این جهت، انتظار عبثیه! همیشه پیش فرضتون این باشه که در کارشناسی ارشد فقط و فقط محقق شدن را به شما آموزش میدن و از شما انتظار دارند و لاغیر! اما همانطور که گفتم در این رشته لااقل در محیطی به نسبت بزینسیتر قرار میگیرید که حسن بزرگیه.
از گرایشهای این رشته، کسب و کار جدید، سازمانی و عمومی رو میشناسم و شنیدم امسال دو گرایش دیگر هم اضافه شده که هنوز اطلاعات بیشتری ندارم. از این سه گرایش هم گرایش کسب و کار جدید جذابتر از بقیه به نظر میرسه اما هنوز در عمل تفاوت زیادی بین این گرایشها و نوع کار و شغل فارغ التحصیلهای آنها دیده نمیشه. کسب و کار جدید که از اسمش معلومه مربوط به راه اندازی یک شرکت جدیده. کارآفرینی سازمانی به نوآوری در شرکتهای موجود میپردازه و گرایش کارآفرینی عمومی هم بحث برنامه ریزیهای کلان و استراتژیک در سطح کشور برای توسعه کارآفرینیه.
بیشترین فرصتهای شغلی و درآمدیی که الان برای دانشجوها و فارغ التحصیلهای ما وجود داره، تدریس مباحث کارآفرینی در دوره های آموزش کارآفرینی و مهارت های کسب و کاره که بازار خوبی داره ولی احساس میشه که بزودی اشباع بشه. موقعیتهای شغلی خوبی هم در وزارت کار و سازمانهای زیرمجموعش، و وزارت صنایع بویژه سازمان صنایع کوچک وجود داره که بعضی از بچه ها جذب شدن.
اما از همه بهتر فرصت شغلی آکادمیکش هست که خوبه و در سالهای آتی نیاز به هیئت عملی کارآفرینی و محقق کارآفرینی زیادتر هم میشه.
خلاصه من خودم تا امروز همش از این رشته خیر دیدم. و الان هم شاهد این هستم که دانشجوهای خیلی قویتری وارد این رشته شده اند که هم در محتوای رشته و هم در عرصه کسب و کار خوب عمل می کنند. واسه همین خیلی به آینده این رشته و این بچه ها امیدوار و خوشبینم.
اگر باز هم سؤال و دغدغه ای دارید حتماً بپرسید. ضمن اینکه توصیه میکنم به دانشکده کارآفرینی هم سر بزنید و محیطش رو از نزدیک ببینید و با دانشجوهای فعلی که بیشتر با شرایط روز رشته و دانشکده با خبر هستند صحبت کنید.
حرف آخرم باز هم تخصص! تمام نکات مدیریت و کارآفرینی رو با خوندن کتابهاش میتونید یاد بگیرید و در هر کار، فن و تخصصی بکار ببندید. پس در زندگی خود اول تخصص را جدی بگیرید! موفق باشید!
دیدگاههای تازه