چندی پیش موقعیتی پیش آمد که می توانستیم زمینی را که چند سال پیش خریده بودیم با مبلغی اضافه تر، با باغی آماده عوض کنیم. اما نهایتاً تصمیم گرفتیم که در زمین خودمان باغ درست کنیم و در واقع لذت تبدیل یک زمین خالی به باغی بارور را بچشیم. این یعنی راهی سخت تر، طولانی تر، و برای من خیلی خیلی لذت بخشتر! کلاً من نگرشم به زندگی و معیارم برای لذت بردن از زندگی اینجوریه. همیشه دوست دارم همه چیز به تدریج ساخته بشه. شکل بگیره. و تمام لحظات شکل گرفتنش رو با جسم و روحم ادراک کنم و خودم درش مؤثر باشم.

از دو هفته پیش دور زمینمون رو فنس کشیدیم. چند روز پیش رفتیم و نود و هفت نهال خریدیم و کاشتیم. کلی گردو و آلبالو و سیب و انواع میوه های دیگه.

Landyoungtree1

حالا باید کلی به اینها رسیدگی کنیم و انتظار بکشیم تا چند سال بعد که اینجا باغ قشنگ و پربازدهی میشه. همیشه این انتظار پر از اشتیاق رو دوست دارم. اشتیاقی که باعث تلاش می شه و همه اینها به خودی خود واسم لذتبخشه. راستش همه زندگی رو و همه چیز زندگی رو همینجوری می بینم و با عجله کردن برای رسیدن به چیزهایی آماده خیلی مشکل دارم. همیشه فکر می کنم هرچیزی که زودتر از زمان مورد نیاز برای واقعاً شکل گرفتنش، آماده بشه، یه جورایی نارسه، یا هزینه های سیستماتیک دیگری رو ایجاد می کنه که بعداً از یه جایی میزنه بیرون و تعادل و درستی زندگی رو از بین می بره. این نگاه من در درس خوندن و در کار کردن، و حتی در روابط، مشکلات زیادی رو برای خودم و دیگران به همراه داشته، ولی هنوزم که هنوزه هیچ زاویه دید دیگه ای من رو اقتاع نکرده و همچنان با همین نگاه و نحوه زندگی خودم بیشتر حال می کنم. ولی به خوبی می دونم که این روحیات منه و طبیعتاً منبعث از پدر و مادرمه، و طبیعت دیگران می تونه جوره دیگه ای باشه. اما این روحیات رو دوست دارم، چون همیشه دیدم و دارم می بینم که پدر و مادرم تحت هر شرایطی شاداب و پر از عشق زندگی می کنن و همیشه روحشون تازه است. دوستشون دارم و این زندگی رو.

اینم عکس دیگه ای از زمین و رشته کوه زیبای البرز در دور دستها.

Land1